سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
برترین خرد، شناخت آدمی به خویش است . هرکه خود را شناخت، خرد ورزید و هرکه نشناخت گمراه شد . [امام علی علیه السلام]
 
چهارشنبه 91 آذر 8 , ساعت 9:21 عصر

روبروم شب و سیاهـــــــــــی
بی کســــــــی پشت سرم
نمیتونم که بمـــــــــــونم
باید از اینجــــــــــــا برم
دارم از نفس میفتـــم
تو هجوم سایه هــــــــــــا
کاشکی بشــــکنه دوباره
بغض این گلایه هــــا
اون که می شکنه تـــــو
چشمای تو تصویر منــــــــه
گم شدن تو این شب برهنــــــــــــه
تقدیر منــــــــــه


چهارشنبه 91 آذر 8 , ساعت 9:19 عصر

پارسال زیر باران، با او راه می رفتم ...

امّا...

امسال، راه رفتنش را با دیگری، زیر باران اشکهایم دیدم...

شاید باران پارسال، اشکهای شخصی دیگر بود!!!


چهارشنبه 91 آذر 8 , ساعت 9:18 عصر

زرد آبی قرمز سفید مشکی

نمیدانم از کدام

رز...

برایت هدیه بیاورم تا در خاطرت بمانم

ای آنکه که

اشکهای

شبانه ام از آن توست...


چهارشنبه 91 آذر 8 , ساعت 9:17 عصر

ساده ی ساده ...


از دست می روند ..!


همه ی آن چیز ها که .....


سخت سخت ... به دست آمدند !..



مـهـربـانـی تـا کـــــــی ؟؟

بـگـذار سـخـت باشم و سـرد !!

بـاران کـه بـاریــد... چـتـر بـگـیـرم و چـکـمـه!!!

خـورشـیـد کـه تـابـیـد... پـنـجـره ببـندم و تـاریـک !!!

اشـک کـه آمـد... دسـتـمـالـی بـردارم و خـشـک !!!


او کـه رفـت،

نـیـشخـنـدی بـزنـم و سـوت...






دلم یه قایق می خواد پر از ارامش

یه قایق که بره و بره و تن سردمو با خودش ببره

تا جایی که همه دنبالم بگردن و دلشون واسم تنگ شه

بگن اگه بود میزاشتیم اون گلای تو باغچرو اب بده

من حالا یه قایق پیدا کردم ولی یه مشکل داره

قایق ارامش من پارو نداره!!!!!!



سه شنبه 91 مهر 25 , ساعت 6:35 عصر

 

دیدار تلخ
به زمین می زنی و می شکنی
عاقبت شیشه ی امیدی را
سخت مغروری و می سازی سرد
در دلی آتش جاویدی را
دیدمت وای چه دیداری وای
این چه دیدار دل آزاری بود
بی گمان برده ای از یاد آن عهد
که مرا با تو سرو کاری بود
این چه عشقی است که در دل دارم
من از ایت عشق چع حاصل دارم
می گریزی ز من و در طلبت
باز هم کوشش باطل دارم


   1   2      >

لیست کل یادداشت های این وبلاگ